مقاله حاضر نوشته احمد ضیاء
رفعت استاد دانشگاه کابل میباشد که بنده به دلیل
داشتن نکته های حائز اهمیت، لازم دانستم جهت روشن شدن افکار عمومی نسبت به
انتخابات، آنرا در وبلاگ خدمت خوانندگان محترم ارائه نمایم
در ميان نامزدان انتخابات رياست جمهوري؛ حامد كرزي و
عبدالله عبدالله بيش از ديگران مورد توجه قرار دارند. با آن كه به نظر مي رسد كرزي
با توجه به امكان هاي بيشتري كه در اختيار دارد برنده»اين دور انتخابات رياست
جمهوري نيز خواهد بود؛ ولي عبدالله عبدالله هم چهره ي مشكل بر انگيزي در برابر وي
مي باشد. اين دو چهره را مي توان نماد دو وضع متفاوت تلقي كرد. حامد كرزي را مي
توان حافظ وضع موجود خواند زيرا وي تا هنوز هيچ نشانه اي كه حاكي از پاليسي جديد
براي دور بعدي رياست جمهوري باشد، از خود بروز نداده است. اما در مقابل عبدالله
عبدالله را مي توان نشاني از بازگشت به گذشته خواند. در اين مقاله سعي مي شود به
گونه ي تحليلي به اين موضوع پرداخته شود. واگر در مورد چيستي وضع موجود كه كرزي
ادامه دهنده» آن خواهد بود، تماس گرفته نمي شود، سببش روشن بودن اين وضع براي هم
گان هست و نيازي به تحليل بيشتر ندارد، اما آينده اي سياسي كشور در وجود عبدالله
عبدالله هنوز تجربه نشده است و نياز به تحليل علمي دارد.
گفتيم كه عبدالله عبدالله نماد باز گشت به گذشته خواهد
بود، نخست مفهوم ”بازگشت به گذشته“ را روشن مي كنيم: بازگشت به گذشته به وضعي گفته مي شود كه
با پيروزي دولت مجاهدين در سال 1371 در كشور ايجاد شد و از مشخصه هاي عمده»
آن مي توان اين ها را بر شمرد:
· كوتاهي دولتمداران در وضع برنامه ي مدون دولتداري.
· تنظيم گرايي به عوض مردم گرايي.
· ترويج فرهنگ بي نظمي، سركشي و خود سري در دستگاه دولت به
جاي فرهنگ انضباط و قانون پذيري.
· بيگانگي با دموکراسی.
· رسيدن به هدف با توسل به ابزار خشن به عوض ابزار گفتمان.
· عدم پايبندي به اخلاق سياسي - كه از نشانه هاي آشكار آن
وصل و فصل پيوسته»تعهد و پيمان تنظيم ها و دسته ها نسبت به همديگر بود.
· انعطاف ناپذيري در برابر صداي مخالف و انتقاد.
· استفاده از احساس هاي ديني و قومي مردم به منظور تحكيم
اقتدار و قدرت.
· سنت گرايي به عوض تجدد گرايي.
· باج دادن به زورداران و باج گرفتن از كمزورها.
· رفتار عاقبت نا انديشانه با كشور ها و سازمان هاي بين
المللي.
· غوغاگرايي سياسي به عوض هنجارگرايي سياسي.
اين شاخص ها بيان كننده»بخش هايي از مفهوم ”بازگشت به
گذشته“ مي باشد. اين فهرست را مي توان دراز تر از اين نيز كرد.
اين را هم از ياد نبريم كه مسوِل ناهنجاري هاي ياد شده، ده
هاهزار مجاهد راستين و صد ها قوماندان جهادي باتقوا و آزاده نبود ند، مسوِل عده»محدودي
بودند كه از جامعــه ي جهــادي استفاده ي ابزاري كردند و سپس خانواده هاي شهيدان،
معلولان و مجاهدان را فراموش كردند. انصاف نيست كه امروز يك بار ديگر در وضع حساس،
از احساس پاك مجاهدان راستين استفاده»ابزاري شود.
حالا كه تصويري از بازگشت به گذشته را نشان داديم، مي
رسيم به طرح اين پرسش كه عبدالله عبدالله را چگونه مي توان نمادي از اين وضع
دانست؟ در پاسخ مي توان با بر شمردن مشخصه هاي زير؛ وي را نماد بازگشت به گذشته
تعريف كرد:
· عبدالله نامزد جبهه»ملي است، جبهه اي كه تنظيم هاي
وابسته به آن نه در گذشته و نه در هشت سال اخير، توانسته اند براي دولتداري برنامه
وضع كنند. اعضاي اين جبهه بيشتر به غوغا و سرو صدا مصروف بـــوده اند تا پيشكش
برنامه. اين جبــهه كه تمــام مشخصه هــاي ”بازگشت به گذشته“ را با خود دارد، به
صورت طبيعي عبدالله هم كه وابسته به آن است، برخوردار از همين مشخصه ها مي تواند باشد.
· عبدالله يكي از تاييد كنندهگان موافقتنامه»بن و شريك
حكومت موجود به حساب مي آيد و او حتي هنوز رييس جرگه»امن منطقوي هست - زيرا خبر
استعفي يا عزل وي از اين مقام اعلام نشده است - بنا بر اين انتقاد هاي وي از حكومت
دامنگير خود او نيز مي شود.
· عبدالله پس از بركناري از وزارت خارجه، پيوسته در وصل و
فصل تعهد با حكومت بوده است.
· عبدالله هيچ گاه در هشت سال اخير در نقش فعال سياسي صاحب
برنامه ظاهر نشده است.
· عبدالله كه امروز دفاع از مجاهدين را شعار اصلي مبارزات
انتخاباتي خود ساخته است، در هشت سال اخير در هيچ تريبيون و محفل سياسي داخلي و
خارجي در مورد جهاد و مجاهدين هيچ حرفي مطرح نكرده است. تنــها در هفته هاي اخير
به اين شعار پرداخته اســت اين حركت در نزد بعضي از حلقه هاي مجاهدين، نشانه و سوء
استفاده از احساس هاي خاص بعضي از گروه هاي اجتماعي خوانده شده است. اگر
عبدالله ارزش هاي جهاد را در وجود خود خلاصه مي كند، پس بايد به صراحت چهره هايي
مانند: صبغت الله مجددي، اميرمحمد اسماعيل، محمد كريم خليلي، عبدالرب رسول سياف،
احمدضيا مسعود، محمــد قسيم فهيم، محمد محقق، حاجي دين محمد، گل آغا شيرزي و… كه
از پيشتازان جهاد و مقاومت بوده اند، و اكنون در كنار كرزي اند، را تهي از اين
ارزش ها معرفي كند.
· رسانه هاي وابسته به وي بيشتر مصروف غوغاي سياسي است و در
رعايت كمترين اصل هاي ژورناليزم مترقي خود را مسوِل نمي داند، اين رفتار رسانه اي
از بي تعهدي وي به اخلاق و اصل هاي ژورناليزم مترقي كه از عنصر هاي مهم دموکراسی
مي باشد، خبر مي دهد.
· تكيه بر صاحبان اسلحه و زور به نام مجاهد، نشانه اي باج
دادن به زورمندان شمرده مي شود.
· عبدالله از لحاظ تخصص، ضعف هاي جدي دارد. او پس از فراغت
از پوهنحِي طب ديگر به اين مسلك وفادار نماند و در هيچ رشته ي ديگري هم داراي
تحصيل نيست. بنا بر اين او را نمي توان در رديف چهره هاي تخصصي دانست كه بتواند از
آن به نفع اداره ي كشور استفاده كند. سواد وي در سطح عادي مي باشد.
· در صورت پيروزي، با گروه هاي£ در گير خواهد شد كه در
گذشته با شوراي نظار و جمعيت اسلامي كه وي به آن ها وابسته است، به شدت در تنش و
جنگ به سر برده اند و هنوز اين نگاه مخاصمت آميز به قوت خود باقي است.
· در صورت پيروزي، پيروان عبدالله از وي خواستار امتياز
هايي مي باشند كه چندان شايستگي آن ها را نداشته باشند و وي ناگزير است به آن ها
امتياز بدهد و بدينگونه شايسته سالاري مقوله اي فراموش شده تر از اكنون خواهد شد.
· با پيروزي وي تفكر خشونت و خود محوري بار ديگر تازه خواهد
شد.
اين بود تحليل كلي از عبدالله عبدالله نامزد رياست جمهوري
و اما پرداختن به شعار ها و خط مشي وي مستلزم نقد جداگانه اي است كه در آينده به
آن پرداخته خواهد شد.
با توجه به آنچه گفته شد، براي مردم افغانستان دو انتخاب
در پيش است، يا تـن دادن به وضع موجود - با آن كه مطلوب نيست - يا تن دادن به
بازگشت به گذشته كه بسيار فاجعه بار تر از وضع موجود است.

خط مشی سیاسی بیشتر نامزدهای انتخابات ریاست جمهوری هر چند که در برخی جهات به دلیل هم گونی مشکلات افغانستان شباهت های دارند ولی در ارایه راه حل ها می توانند از یک دیگر تفکیک شوند. واقع گرايي سياسي نشان مي دهد كه حكومت آينده افغانستان بيش از آن كه محصول انتخابات پیش رو باشد، محصول توافق های گذشته است که نباید آنرا فراموش کرد.زیرا نادیده گرفتن توافق های مبتنی بر اصول

اساسي مديريت کشوری مثل افغانستان، كشور را با پراكندگي و بی نظمی رو به رو خواهد كرد. انتخابات ریاست جمهوری، جدا از تمام مسائل يك پيام مهم در بر دارد و آن پيام مردم افغانستان است كه اعلام كردند حكومت قانون را بر حكومت اسلحه ترجيح مي دهند و نمي خواهند به شرايط گذشته باز گردند. حضور مردم در كنار صندوق هاي رأي ولو آن كه فردي چند بار رأي داده باشد و شرکت نامزدهاي متعدد رياست جمهوري از تمام مناطق افغانستان مؤيد اين نكته است كه تمام مردم اين كشور خواهان مشاركت در روند دولت سازي جديد افغانستان هستند و ايجاد هر مانعي در مقابل مشاركت واقعي مردم، در روند دولت سازي، سبب بازگشت شرايط گذشته و جنگ و بي ثباتي در كشور خواهد شد. مردم افغانستان سختي هاي بسياري تحمل كرده اند. آنها در پي تأمين آرامش و بهره مندي از مواهب زندگي هستند و مي خواهند همانند ديگر مردم دنيا در صلح و امنيت زندگي كنند و اين وظيفه اي است كه بر دوش حكومت آینده افغانستان گذاشته شده که شرط تحقق اين مهم، مشاركت مردم در حكومت است.
